Tuesday, December 18, 2007

Something missing!

اتاق پر از نوای غم انگیز گیتار و

ناله های خواننده ی انگلیسی زبانِ ...

روی عرضِ تخت دراز می کشم

طوری که پاهام از یه طرف آویزونه

و سرم از طرف دیگه ...

پرام از نوعی احساس گنگ...

پاها مو می گیرم بالا !

شاید اینطوری دلتنگی هامو بالا بیارم و حالم بهتر شه ... !

Sunday, December 16, 2007

Just ask !

تو در حالی که داری خود درمانی می کنی می پرسی:

"چته باز ؟"

"هیچی خودم خوب می شم"

" یه قرص نداری بدی من یه هفته ای بخوابم!"

با خنده:

"پاشو٬ قیافه گرفتن همون قدر که به من نمیاد به توام نمیاد"

"میدونی شما مردا وقتی چیزی رو باور نداشته باشین٬

حرف زدن باهاتون مثل کوبیدن میخ تو سنگه!"

با خنده :

"نه میخ های حالا دیگه میخن٬

نه سنگا دیگه سنگ٬

همشون تقلبی شدن٬

امتحانش مجانیه!"



پ.ن: کاش می فهمیدی من فقط می خواستم تو ازم بپرسی و من بگم!